مطالب علمی

 

خطر نابودی یخچالهای طبیعی  افغاستان از اثر تغیراقلیم

وعواقب نا گوار آن 

 

 

                                                                                                                                                                                     انجنیر سید شریف " شبیر" 

                                                                                                                                                                                      متخصص ارشد منابع آب وزارت انرژی و آب

 

 
مقدمه:
تغیرات اقلیمی از اثر افزایش گازهای گلخانه ای، ازدیاد قابل ملاحظه  کاربن سیاه و گرد و خاک در هوا باعث گردیده تا یخچالها و برف های دایمی در کشور، منطقه و جهان در معرض کاهش و نابودی قرار گیرند و مقدار برفباری ها کمتر شود. در نتیجه مقدار ذخایر طبیعی منابع آبی کشور کاهش پیدا نموده، تنظیم سالانه منابع آبی برهم خورده و مدیریت این منابع را با چالش های جدید روبرو ساخته است. در شروع سال در موسم بهار سیلابهای مدهش جاری و در موسم تابستان زمان که نیاز آبی نباتات و دیگر نیازمندی ها افزایش پیدا می کند، خشکسالی ها دامنگیر اکثر مناطق کشور می گردد. جهت بررسی بیشتر موضوع و پیامدهای ناگوار آن مقاله هذا تهیه گردید تا در زمینه توجه بیشتر صورت گیرد و پالیسی ها، استراتیژی ها و پلان های مناسب طرح و در مرحله اجرا گذاشته شود. 
  
یخچالها، چگونگی ایجاد و اثرات آنها: یخچال های طبیعی یا پیر یخ ها کتله های یخ متراکم در سطح سلسله کوه ها می باشد که به صورت دوامدار تحت وزن خود در حال حرکت می باشند. این کتله های بزرگ یخ در تحت شرایط اقلیمی مناسب در نتیجه متراکم شدن و متبلور شدن بخشی از برف که تابستان ها را بدون ذوب شدن پشت سر بگذارد به تدریج در طول سالها و حتی دهه ها از اثر ایجاد فشار قشرهای بالائی برف جدید که در سطوح بالاتر قرار می گیرند، ایجاد می شود. قوای وارده بالای برف قشرپائینی  باعث می شود تا هوای داخل آن خارج شده و به یک کتله یخ تبدیل و متبلور گردد و به رنگ آبی به مشاهده رسد.   
یخچالها فشار زیادی را بالای لایه بالائی زمین وارد می نمایند که باعث بروز ترکش ها، فرسایش ها، ایجاد دره ها، حُفره ها، جهیل ها و عریض شدن دره ها می گردد. یخچالها دارای قوای دینامیکی بوده که از اثر حرکت و فشار زیاد، صخره های موجود در تحت خویش را پارچه پارچه ساخته و حتی به پودر تبدیل می نماید که بعدآ با جریان آب به مناطق پائینتر انتقال می یابد. 
یخچال های طبیعی در تعداد از رشته کوه ها در همه قاره های جهان به جز قاره استرالیا به مشاهده می رسد. در تمام جهان به تعداد 160 هزار یخچال موجود است که از جمله به تعداد 15 هزار آن در سلسله کوه های همالیا موقعیت داشته و در حدود 3 هزار آن در سلسله کوه های افغانستان اخذ موقعیت نموده اند. 
اثرات تغیرات اقلیمی بالای یخچالها : یخچالها حجم و مساحت خویش را با تغیر اقلیم و تغیر شرایط  ساحه وی کاهش و یا افزایش می دهند. در این چند دهۀ اخیر از اثر افزایش درجه حرارت جهانی در نتیجه تصاعد زیاد گازهای گلخانه ای و افزایش کاربن سیاه در هوا و تصاعد کتله های عظیم گرد و خاک، باعث گردیده تا   یخچالها بیشتر    ذوب شود و حجم آنها کاهش یابد. قابل ذکر است که تغیرات اقلیمی و گرمایش درجه حرارت زمین دارای اثرات محیط زیستی و اجتماعی بوده و باعث می شود تا درجه اطمینان در تأمین آب آشامیدنی، آبیاری جهت تولید محصولات زراعتی، صنعت، برق و دیگر مقاصد را کاهش دهد. افزایش درجه حرارت و ذوب یخچالها و برف های دایمی اثرات خویش را بالای موجودیت آب (از نگاه مقدار و موسمی شدن)، تنوع حیات وحش، تغیر سرحدات ایکوسیستم (بلند رفتن خط برف دایمی و خط روئیدن نباتات و درخت ها از اثر افزایش زمان رشد و نموی نباتات) و تغیرات در ایکو سیستم ارتفاعات بلند (تغیر در مونسون و بارنده گی ها، ضایعات کاربن خاک) وارد می نماید. هکذا تغیرات درجه حرارت باعث افزایش تعداد و شدت برفکوچها و لغزش زمین های پُر نشیب در مناطق کوهی و تپه زارها می گردد. تحقیقات جهانی نشان می دهد که در جریان قرن بیستم، مساحت یخچالها در سلسله کوه های تیانشان به اندازه 25 الی 35 فیصد، در سلسله کوه های پامیر 30 الی 35 فیصد و در شمال افغانستان به اندازه بیشتر از 50 فیصد کاهش یافته اند. قابل ذکر است که تحقیقات دیگر نشان می دهد که در مقایسه با تمام یخچالهای طبیعی موجود در جهان، یخچالهای که در سلسله کوه های همالیا – هندوکش موقعیت دارند، دارای سرعت ذوب سریعتر بوده و در معرض نابودی قرار دارند. 
باید یاد آورد شد که کاهش حجمی و مساحت یخچالها، تشکیل جهیل های یخچالی خیلی نااستوار را با خود داشته که می توانند خطر باالقوه سیلابهای مدهش و ناگهانی یا GLOF را برای مناطق پائین دست بوجود آورد. در این اواخر جهیل های یخچالی تهدیدهای خیلی زیاد را در مناطق مختلف جهان و به خصوص منطقه همالیا – هندوکش ببار آورده است.  
      
یخچالهای طبیعی افغانستان و اهمیت آنها: به اساس مطالعات انجام یافته در کشور، در حدود 32 فیصد حوزه های فرعی دریائی دارای منبع یخچالی بودند. این یخچالها در ارتفاعات بلند تر از 4 هزار متر از سطح بحر موقعیت داشتند. تا اکنون مقدار خیلی محدود ارقام و معلومات ساحه وی که به صورت مستقیم از مناطق یخچالی کشور جمع آوری شده باشد، در دست است و اکثر معلومات جمع آوری شده از طریق نقشه های ماهواره ای می باشد که ضرورت به بازدید ساحه وی به شمول تجزیه و تحلیل ارقام در خود ساحه را خواستار می باشد. 
در حدود 4 دهه قبل در کشور در حدود 3 هزار یخچال که یک ساحه حدود 2700 کیلومترمربع را احتوا می نمود، موجود بود. زیادترین تعداد آن در قسمت های بالائی حوزه دریائی پنج – آمو در موقعیت های مختلف، حوزه دریائی کابل در مناطق پنجشیر، سالنگ به شمول کوه های پغمان و حوزه دریائی هلمند در کوه های بابا موقعیت داشتند.
یخچالها و برف منبع عمده آب دریا های کشور را تشکیل داده و یک منبع خیلی مهم تنظیم کننده طبیعی به شمار می روند. باید گفت که اکثریت یخچالهای کشور کوچک بوده و بزرگترین آن که دارای طول بیشتر از 10 کیلو متر و مساحت حدود 7 الی 10 کیلومتر مربع را احتوا می کند که تعداد زیاد آن در دهنه دهلیز واخان در ارتفاعات بلندتر از 6 هزار متر موقعیت دارند. یکی از یخچالهای که چندی قبل مورد مطالعه قرار گرفته بنام زمستان یاد می شود که در وسط دهلیز واخان قرار گرفته است. این یخچال دارای طول 5.3 کیلومتر و مساحت 5.2 کیلومترمربع می باشد. از ارتفاع 5640 متر آغاز و انتهای آن در ارتفاع 4800 متر بلندتر از سطح بحر واقع است. یخچال زمستان سالانه در حدود 17 متر طول خود را از دست می دهد، طول مجموعی کاهش در زمان مطالعه 460 متر یا 9 فیصد طول آن می باشد. 
 یخچالهای که در نزدیکی نواحی مسکونی کشور قرار دارند، به صورت اکثر کوچک و پوشیده از خاک و جغل بوده که تثبیت آنها با استفاده از نقشه های ماهواره ای با دقت پائین، خیلی دشوار می باشد و معمولأ با ابر و یا ساحات کوهستانی مغالطه می شوند. 
طوری که قبلأ گفته شد یخچالها در مقابل تغیرات اقلیمی خیلی حساس بوده و گفته می شود که اگر تغیرات اقلیمی با روند کنونی آن به پیش برود، احتمال می رود که در چند دهه آینده تمام یخچالهای کشور ناپدید شوند. با نظر داشت اینکه یخچالها از اثر تغیرات اقلیمی و ازدیاد درجه حرارت در جهان و در کشور خیلی متأثر شده اند و یا در حال کاهش حجمی و یا ناپدید شدن می باشند، پیامد های خیلی ناگوار اقتصادی، اجتماعی، ایکولوژیکی و جیوپولیتیکی را در داخل کشور و منطقه در پی خواهد داشت،   باید علاوه نمود که در کشورهای دیگر جهان زمینه گسترده برای مطالعات و تحقیقات یخچالها موجود است و تعداد زیاد از محققین و دانشمندان سرگرم مطالعه و تحقیق در این رابطه می باشند. باید شرایط لازم در کشور ما نیز ایجاد گردد.
مُدل های تهیه شده توسط پروژه اندازه گیری اراضی یخبند از فضا (GLIMS)، تغیرات در یخچالهای موجود در دهلیز واخان را از سال 1976 الی 2003 مورد ارزیابی قرار داده و نتیجه گیری نموده که از جمله 30 یخچال تحت مطالعه، در 28 عدد آن کاهش ابعاد به وضاحت به ملاحظه می رسد. در 27 سال گذشته به صورت متوسط طول این یخچالها به اندازه 294 متر (اصغری 3 متر و اعظمی 991 متر) کاهش یافته است که نشاندهنده کاهش سالانه 36 متر طول این یخچالها به صورت متوسط می باشد. 
چیزی دیگری که قابل دقت می باشد ایجاد جهیل های جدید و افزایش حجم جهیل های یخچالی موجود در ارتفاعات بلند کشور است که از جمله 4 جهیل جدید در یخچال پُتُخ ایجاد و در حال انکشاف می باشد. شکست و تخریب این جهیل ها از اثر افزایش حجم آب جمع شده می تواند باعث ایجاد سیلابهای ناگهانی و شدید گردد و تلفات جانی و مالی را در قبال داشته باشد، چنانچه شکست جهیل یخچالی دره پیشغور ولایت پنجشیر به روز پنجشنبه مؤرخ 21 سرطان سال 1397 باعث هلاکت 7 نفر از اهالی، تعداد زیاد مواشی و تخریب 137 منزل مسکونی، 7 محراب مسجد، 13 رشته مایکرو هایدل، ده ها دکان و چندین پل و پلچک، و ده ها هکتار زمین های باغی و مزروعی گردید. طی سالهای قبل چندین حادثه دیگر در ولایت های تخار، بدخشان و پنجشیر با تلفات جانی و مالی گزارش داده شد. طبق یک گزارش از اثر جاری شدن سیلاب مدهش که در نتیجه شکست جهیل یخچالی دره سنگلیچ واقع در ولسوالی زیباک ولایت بدخشان در ماه سنبله 1392 به وقوع پیوست، به تعداد چهار نفر در قریه اسکاتول جان های خود را از دست دادند و به تعداد 28 خانه و تعدادی از مواشی از بین رفت. جهیل مذکور در فاصله 20 کیلومتری قریه اسکاتول موقعیت داشت و از اثر بلند رفتن سطح آب و سرازیر شدن آن از بالای دیوار جهیل به شکست مواجه شد. 
در سال1390 در قریه یُوت دره میان شهر ولسوالی ورسج ولایت تخار، از اثر لغزش قسمت از یخچال چند نفر جان های خود را از دست دادند. به همین ترتیب در ولسوالی پریان ولایت پنجشیر از اثر سیلابهای مدهش که در نتیجه شکست یک جهیل کوچک یخچالی بوقوع پیوست تلفات مالی را برای اهالی قریه ببار آورد. 
گزارشها  نشان می دهد که سطح آب در جهیل شیوه در ولایت بدخشان نیز افزایش یافته و یک درز طویل و عمیق در ساحه نمودار شده است که می تواند تهدیدی جدی به شمار رود و شکست قسمت از این جهیل را در قبال داشته باشد. جهیل یُوغنان در ولسوالی ورسج ولایت تخار نیز حالت خوبی نداشته و افزایش سطح آب از اثر ذوب یخچالها در آن می تواند خطرات جدی را در قبال داشته باشد. 
از اثر ذوب متداوم یخچالهای طبیعی امکانات ایجاد برفکوچ ها و لغزش نشیب ها در بسیاری از مناطق کوهستانی کشور افزایش قابل ملاحظه پیدا می نماید.  
باید یاد آور شد که در اکثر کشورهای منطقه و جهان سیستم های فعال نظارتی از یخچالها، نقشه های دقیق به شمول لست مکمل آنها با نام و موقعیت هر یخچال موجود می باشد. 
قابل ذکر است که در این اوخر در چوکات وزارت انرژی و آب کشوردر تحت ریاست منابع آب، یک مدیریت بنام مدیریت عمومی سروی برف و یخچالها ایجاد شده است، این مدیریت تا اکنون توانسته یکتعداد کارهای تخصصی به شمول چند سروی ساحه وی از یخچالها را انجام دهد، اما به علل مختلف از جمله نبود امنیت لازم، شرایط توپوگرافیکی مغلق، ارتفاعات بلند و غیر قابل دسترس، نبود امکانات لوژستیکی، نبود وسایل و سامان آلات سروی و نقشه های ماهواره ای با دقت بالا، نداشتن معلومات دقیق از موقعیت و وضعیت قبلی و فعلی یخچالها و به خصوص ظرفیت مسلکی پائین کارمندان نه توانسته تا اکنون فعالیت های چشم گیر را در زمینه تثبیت یخچالها و نظارت از آنها انجام دهد. لازم دانسته می شود تا زمینه  تحقیق و مطالعه یخچالها در داخل وزارت انرژی و آب و سایر اداره های ذیربط به شمول پوهنتونها و موسسات علمی و تحقیقاتی کشور، فراهم گردد.
نتیجه گیری: مطالعه و نظارت از یخچالهای و جهیل های یخچالی (حوض های طبعیی) نظر به دلایل ذیل حایز اهمیت زیاد بوده و لازم است تا در مورد تطابق و سازگاری با عواقب و پیامدهای منفی آن تلاش های گسترده در سطوح مختلف صورت گیرد: 
- شکست و تخریب یخچالها به خصوص جهیل های یخچالی باعث ایجاد سیلابهای مدهش و برق آسا گردیده و تلفات جانی و مالی هنگفت را ببار می آورد، 
- به علت اینکه یخچالهای طبیعی در تغیرات اقلیمی خیلی حساس بوده و با مطالعه آنها می توان به آسانی ارقام و معلومات تغیرات اقلیمی را در طی سالها و دهه ها دریافت کرد، بدین لحاظ آنها منحیث شاخص عمده تغیرات اقلیمی به شمار می روند، 
- یخچالها منبع خیلی عمدۀ معلومات به خصوص در ارتفاعات بلند می باشند زیرا اکثر استیشن های هواشناسی در این ارتفاعات موقعیت ندارند، 
- یخچالها و برف های دایمی رول خیلی عمده را در تنظیم مقدار جریان سالانه ایفا می نمایند اما در صورت ذوب و عدم تجدید آنها، این پروسه  تنظیم سالانه کاهش می یابد،
- قسمی که با وضاحت دیده می شود، رژیم هایدرولوژیکی تعداد زیادی از دریاهای کشور تغییریافته است و کشور مقدار زیادی از تنظیم طبیعی منابع آبی خویش را از دست داده و یا در حالت از دست دادن است. 
پیشنهادات: با نظر داشت گفته های فوق، نکات ذیل پیشنهاد می گردد: 
- ضرورت به ارزیابی دقیق و دوامدار از یخچالها و جهیل های یخچالی از طریق تصاویر ماهواره ای به شمول نظارتهای ساحه وی از آنها،
- تهیه و ترتیب لست یخچالها و جهیل های یخچالی کشور و نام گذاری یخچالهای بزرگ و عمده،
- ایجاد سیستم نظارتی یخچالها و جهیل ها در کنار استیشن های اعمار شده سروی برف،
- ایجاد و تقویه مراکز تحقیقاتی یخچالها و جهیل ها در مراکز علمی و اداره های ذیربط کشور و حمایت از پروگرام های ارتقای ظرفیت در مسایل تخصصی مرتبط به یخچال ها،
- حمایه تخنیکی از مدیریت عمومی سروی برف و یخچالها در وزارت انرژی و آب، در صورت ضرورت تجدید لایحه وظایف این اداره با نظر داشت خواستهای های امروزی،
- ایجاد واحد تغییرات اقلیمی در وزارت انرژی و آب،
- همکاری و شریک سازی ارقام و معلومات بین ادراره های ذیربط و توسعه این نوع همکاری های با کشورهای منطقه و همسایه که با  منابع مشترک آبی اند،
- تهیه و ترتیب پالیسی ها، استراتیژی ها و پلان های سازگاری و تطابق با عواقب و پیامدهای منفی کاهش حجمی یخچالها،
- ایجاد ذخایر مصنوعی جهت کاهش اثرات ذوب شدن یخچالها و برف های دایمی  به شیوه انکشاف و مدیریت همه جانبه منابع آبی کشور با نظر داشت شرایط موجود. 
 
و من الله توفیق
انجنیر سیدشریف شُبیر 
متخصص ارشد منابع آب
23 سرطان سال 1397
مطابق 14 جولای سال 2018
 

 

کاهش مقدار آبهای زیرزمینی شهرکابل

وشیوه های پشنهادی تغذیه دوباره آن

Kabul city ground water depletion

 

and proposed methods of recharge

  سید شریف "شبیر"

انجنیر ارشد ادره خوراکه و زراعت ملل متحد کابل - افغانستان 

 

خواننده گان عزیز!

این مقاله در کنفرانس ملی تحت عنوان " طرق انکشاف وتغذیه آبهای زیرزمینی شهرکابل وجلوگیری از آلوده گی آن" در پوهنتون پولی تخنیک کابل ارایه گردیده است

 

 

پیشگفتار:

در چند سال اخیر آبهای زیرزمینی شهر کابل از نگاه کمیتی (مقدار)، کیفیتی و مدیریتی در بدترین حالت قرار داشته و در صورت که تدابیر لازم و تصامیم به موقع برای رفع مشکلات و چالش ها اتخاذ نگردد،ممکن به یک فاجعه تبدیل شود. حل این مشکل کار جدی همۀ دست اندرکاران به شمول مسکونین شهر، دولت، جامعه مدنی، موسسات غیر دولتی، متشبثین خصوصی، تمویل کننده ها و سایرین را خواستار می باشد.

استفاده مفرط وبیشتر از مقدار تغذیۀ آبهای زیر زمینی برای رفع نیازهای رهایشی – آشامیدنی، صنعتی، زراعتی و دیگر نیازمندی ها یکی از علت های کاهش مقدار و در نتیجه کاهش سطح آبهای زیر زمینی می باشد. قبلأ قرار تخمین،آبهای زیر زمینی شهر کابل می توانست نیازمندی های حدود 2 میلیون نفوس را کفایت نماید اما اکنون دیده می شود که نفوس متکی به این یگانه منبع قابل دسترس درحدود 5 میلیون نفر افزایش یافته، سطح زندگی مردم بلند رفته و از اثر مشکلات مدیریتی اصراف در استفاده از آببوجود آمده است.

 دلیل عمدۀ دیگر در کاهش مقدار آبهای زیر زمینی،  تقلیل قابل ملاحظه در مقدار تغذیه آبهای زیرزمینی نظر به سال های گذشته می باشد که از اثر کاهش چشمگیرو یا از بین رفتن ساحات تغذیۀ طبیعی از قبیل چمنزارهای طبیعی، ساحات زراعتی، باغات، بته های کوه پایه ها، استفاده بیشتر آب در مناطق بالا دست شهر کابل و عدم موجودیت شیوه های مؤثر تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی تشکیل می دهد.

تغذیه مصنوعی آبهای زیر زمینی وسیلۀ خیلی مفید برای افزایش مقدار آبهای زیرزمینی به شمار می رود. تغذیه مصنوعی می تواندبا اعمار بندهای ذخیره در بالا آب شهر کابل، جمع آوری آبهای باران و آبهای جاری سطحی در ساختمانهای جذبی و همچنان تزریق آبهای سطحی صورت گیرد. ایجاد شرایط مناسب تغذیه در تمام مناطق شهر حایز اهمیت می باشد.

این نکته قابل درک است که در هیچ صورت نمی توان تمام نیازمندی های شهر را از طریق آبهای زیرزمینی مرفوع ساخت، لازم دانسته می شود تا در پهلوی استفاده معقول و پایدار از آبهای زیرزمینی، استفاده از آبهای سطحی مروج گردد و توسعه یابد.

در این مقاله بعد از تحلیل شرایط و نتیجه گیری، بالای مسایل تغذیه آبهای زیرزمینی با استفاده از روش های خیلی ساده، آسان و ارزان جمع آوری و استفاده از آبهای باران،استفاده از آبهای جاری سطحی در آبروهای (جویچه ها) کناری سرک، ذخایر جذبی در ساحات سبز و استفاده از پیاده روها برای تغذیه و آبیاری ساحات سبز اطراف جاده هابحث به عمل آمده است.

تحلیل وضعیت:

  • در مقایسه با آبهای سطحی، اکثرأ آبهای زیرزمینی در محل مورد ضرورت موجود بوده، قابلیت دسترسی ساده داشته، درجه اطمینان بیشتر و کیفیت بهتر صحی را دارا استو همه کوشش می نمایند تا برای رفع نیازمیندی های رهایشی - آشامیدنی، صنعتی، سرسبزی و زراعت تا اندازه اعظمی با یک رقابت نا سالم آنرا مورد استفاده قرار دهند،
  • آبهای زیرزمینی معمولا به صورت طبیعی تغذیه می گردند و تجدید می شوند. زمانی که بیلانس تغذیه و استفاده برهم می خورد، در نتیجه مقدار این منبع گرانبها کاهش یافته و سطح آن روز به روز نزول می نماید، چنانچه قرار مطالعات انجام شده، سطح آبهای زیر زمینی در کشور از سال 1982 الی سال 2006 به صورت اصغری یک متر، به صورت اعظمی 10 متر و به صورت متوسط 5 متر پائین افتاده است.
  • قبلأ تخمین شده بود که شهر کابل دارای ظرفیت باالقوه یا پوتنسایل استخراجی اعظمی در حدود 5.63مترمکعب فی ثانیه می باشد. در آن زمان آب مورد ضرورت برای تعداد 2 میلیون باشنده شهر کابل (راپور سال 1984) در حدود 6.2 مترمکعب فی ثانیه (نورم قبول شده آن زمان در حدود 250 لیتر فی شبانه روز برای فی نفر) برآورد شده بود که نظر به پوتانسیل موجود همان زمان یک کمبود در حدود 0.57 مترمکعب فی ثانیه را نشان می داد. قرار تخمین گفته می شود که الی سال 2030 تعداد نفوس شهر کابل در حدود 7 میلیون نفر افزایش پیدا می کند و مقدار آب مورد ضرورت برای رفع نیازمندی های شهر در حدود 10 مترمکعب فی ثانیه با نظرداشت نورم 120 لیتر فی شبانه روز برای فی نفر که حدود 50 فیصد نورم های قبول شده قبلی می باشد، تخمین شده است.

علل کاهش کمیتی(مقدار) آبهای زیر زمینی در شهر کابل:

عوامل ذیل را می توان از جمله دلایل تأثیر گذار بالای منابع آبهای زیر زمینی شهر کابل برشمرد: 

  1. کاهش ساحات تغذیه وی:
    1. از بین رفتن اراضی تحت آبیاری و باغات در شهر کابل و حوالی آن و تبدیل شدن آن به ساحات مسکونی: قبلأ یکتعداد زیاد ساحات زراعتی در کابل موجود بود که توسط کانال ها آبیاری می شدند، از طریق این کانالها و اراضی تحت آبیاری مقدار زیاد آب سطحی در زمین جذب (فلتریشن) شده و در قشر آبدار زمین نفوذ نموده و باعث تغذیه آبهای زیر زمینی می گردید.
    2. از بین رفتن کول های (قول ها) آب و چمن زارها: قبلأ در شهر و نواحی آن کول ها، جبه زارها و چمنزار از قبیل قول آبچکان، چمن ببرک، چمن دهبری، چمن میرواعظ، چمن خواجه رواش، چمن بگرامی وغیره موجود بود. این کول ها وچمنزار ها در تنظیم و تغذیه آبهای زیر زمینی بالاترین رول را بازی می کردند و به مثابه گرده ها در تصفیه آب و هوا فعالیت داشتند. یکتعداد این چمن زارها و کول ها توسط انجنیران همان زمان با ایجاد زابرها جهت پائین آوردن سطح آبهای زیرزمینی در همان مناطق از بین برده شد. فعلأ یگانه کول باقی مانده، کول حشمت خان می باشد که توسط دولت در حراست گرفته شده است و زیادترین تلاش صورت می گیرد تا حفظ گردد.
    3. افزایش روز افزون ساحات غیر قابل نفوذ از قبیل اعمار تعمیرهای کانکریتی، سرکهای کانکریتی و یا قیر شده و اعمار آبرو های غیر قابل نفوذ در شهر ونکته قابل ذکر اینست که در شهر کابل منازل و شهرک ها با کمترین توجه به ستندردهای انجنیری و مد نظرگرفتن شبکه های آبرسانی، شبکه های فاضلاب، ساختمانهای تصفیه فاضلاب و رد آن، احداث می گردد. عدم توجه و احترام به فاصله حریم تحفظی استیشن های آبی و غصب آن یک مشکل عمده را ایجاد نموده است.
  2. افزایش نفوس در شهر (ازدیاد مصارف)و مدیریت ضعیف: جمعیت در حدود 4.5 الی 5 میلیون نفر برای رفع ضروریات خویش بدون آگاهی از قوانین و مقرره های نافذ کشور و پیامدهای منفی به این یگانه منبع قابل دسترس هجوم آورده که در نتیجه استخراج بیش از حد مجاز یک حالت عدم توازن یا بیلانس بین تغذیه و استخراج را بوجود آوردها است. افراد به صورت خود سر و بدون داشتن معلومات و اخذ مشوره از مراجع ذیربط به حفاری چاه های عمیق و نیمه عمیق با استفاده از ماشین آلات ساده و ارزان دست می زنند. در حفاری ها هیچگونه اساسات علمی در نظر گرفته نمی شود و هیچ اداره ای مانع اینکار نمی شود.
  3. خشکسالی های متواتر و تغیرات اقلیمی: با وجود آنکه تا اکنون افغانستان از جمله کشورهای در معرض خشکسالی محسوب نمی گردد، اما متأسفانه خشکسالی در سرتاسر کشور به یک پدیده ای واقعی مبدل شده است.خشکسالی ها و تغیرات اقلیمی باعث گریده تا مقدار برفباری کاهش یابد که در نتیجه آن کشور ذخیره طبیعی منابع آبی سالانه خویش را از دست بدهد. این مسأله باعث ایجاد سیلاب های سریع در فصل بهار و کمبود آب در فصل تابستان زمانی که نیاز به آب زیاد است، شود. این پدیده زمان عبور آبهای سطحی را سریع ساخته و در نتیجه زمان برای تغذیه طبیعی آبهای زیرزمینی را کاهش داده است. هکذا به خاطر کاهش و یا از بین رفتن فرش نباتی، مؤثریت بارندگی برای تغذیه آبهای زیرزمینی تقلیل یافته است.
  4. کاهش قشرنباتی و بته زارها در حوالی شهر:اکثرآ قشر نباتی و بته زارها در دامنه های کوه های آسمائی و شیردروازه و تپه های داخل شهر از بین رفته اند که در نتیجه سرعت حرکت آبهای باران از بالای این تپه ها افزایش یافته و زمان عبور کاهش یافته است.
  5. عدم صرفه جویی درمصرف و استفاده مؤثر ازآبهای زیرزمینی: از آبهای موجود به صورت بی رویه استفاده به عمل آمده و هیچگاهی توجه به صرفه جوئی صورت نمی گیرد.لازم دانسته می شود تا ادارات ذیربط، رسانه های تصویری و چاپی، ملاامامان، مکاتب، پوهنتون ها  در زمینه استفاده مؤثر و صرفه جویی از آب تلاش های مؤثر را انجام دهند.

عوامل ذکر شده در بالا باعث گردیده است تا:

  1. قشر آبدار یا اکوفر به صورت تدریجی تخلیه و یا کاملأ خشک گردد و سطح آبهای زیرزمینی نزول نماید که در نتیجۀپائین افتیدن سطح آبهای زیر زمینی، مشکلات و چالش های ذیل بوجود آمده است:
    1. استخراج آب توسط پمپ به انرژی بیشتر ضرورت پیدا می کند و قیمت خدمات آبرسانی افزایش می یابد.
    2. اشجار که دارای ریشه های سطحی می باشند نمی توانند از آب موجود زیر زمین استفاده نمایند که در این حالت به آبیاری بیشتر ضرورت احساس می شود. هکذا آنعده اشجار بزرگ که نمی توانند آب خود را از ذخایر زیرزمینی اخذ نمایند، می خشکند چون آبیاری آنها مشکل می باشد.
    3. از بین رفتن فرش نباتی به خاطر کاهش ذخیره رطوبت در خاک و در نتیجه صحرا گرائی و ایجاد محیط زیست نا مساعد و غیر صحی برای انسان ها.
  2. از اثر حُفاری های غیر مسلکی و غیر تخنیکی آبهای آلوده و شور بداخل سر حدات آبهای شرین پیش روی وتداخل می نماید.
  3. کاهش قابل ملاحظه ظرفیت آبدهی و حتی خشکشدن کاریزها – چشمه ها، ارهدها، چاه های نیمه عمیق و حتي چاه های عميق. چنانچه دیده می شود اکثریت چشمه ها و کاریز ها در حوالی شهر کابل خشک شده اند و از استفاده باز مانده اند. البته باید متذکر شد که عوامل دیگر نیز در خشکیدن چشمه ها و کاریزها نیز رول دارند.

نتیجه گیری و راه های بیرون رفت پیشنهادی:

  1. افزایش تغذیه این منبع به صورت طبیعی و مصنوعی.
  2. کاهش استفاده از آبهای زیرزمینی و استفاده از منابع آبهای سطحی.

ضرورت به تغذیه آبهای زیرزمینی:

تغذیه طبیعی آبهای زیرزمینی یک پروسه کُند بوده و زمان خیلی زیاد را در برمی گیرد تا ذخایر استفاده شده دو باره مکمل گردند و مقدار استخراج شده را تأمین نمایند.

تغذیه مصنوعی با استفاده از ساختمانها و شیوه های مناسب، سرعت تغذیه از آبهای جاری سطحی را افزایش می دهد. با استفاده از شیوه های مناسب  می توان بیشترین مقدار آبهای سطحی جاری متنوع را که از کیفیت خوب برخوردار باشئد، آبهای زیر زمینی را تغذیه کرد.

 

انواع تغذیه آبهای زیرزمینی

تغذیه مصنوعی عبارت از تزریق یا تغذیه آبهای سطحی با استفاده از حوض ها یا محلات فلتری و یا چاه ها می باشد. طور مثال یک بند )تحت یکتعداد شرایط( می تواند منحیث یک حوض فلتری فعالیت نماید. لازم دانسته می شود تا مخزن بالای قشر نفوذ پذیراعمار گردد.حوض های فلتری و تزریقی در کشور های جهان از جمله هند، اردن، مصر، الجریا و سایر کشورها مورد استفاده قرار گرفته است.

 معمولأ سه نوع اساسی تغذیه موجود می باشد: مستقیم، غیر مستقیمو مشترک.

نوع تغذیه مستقیم آب های سطحی:

  1. پخش آبهای سطحی در سطح زمین از قبیل پخش سیلاب، کانالها و آبرو ها، حوضهای تغذیه وی،
  2. بلند بردن سطح بستر آبهای جاری،
  3. جمع آوری آبهای جاری در آبریز مانند چک دم ها و اعمار ساختمانهای کاهش دهنده سرعت عبور آبهای جاری بارانهای موسمی و دیگر انواع ساختمانهای تأخیری،.
  4. پخش آبهای سطحی در زیر زمین از قبیل چاه های تزریقی، چاه های تزریقی ثقلی یا گراویتی و شافت های تغذیه وی.

نوع تغذیه غیر مستقیم آب های سطحی:

  1. اصلاح قشر آبدار یا اکوفر با استفاده از انفجارات چاه های برمه ای و درز های آبی
  2. ایجاد بندهای زیر زمینی و تزریق سمنت جهت مسدود ساختن درز های زیر زمین برای جلوگیری از فرار آبهای زیرزمینی

نوع تغذیه مشترک

برتری های تغذیه آبهای زیرزمینی

 برتری های زیاد داشته که در زیر از آن می توان نام برد:

  1. ذخیره نمودن آب در زیر زمین بدون پرداخت پول:زیر زمین برای ذخیره نمودن آب بدون کدام قیمت در دسترس همه می باشد، اما برخلاف برای ذخیره  نمودن آبهای سطحی این امکان میسر نیست و لازم است تا مصارف گزاف را برای اعمار ساختمانهای ذخیره وی به مصرف رسانید.
  2. مقدار ناچیز تبخیر- تعرق از آبهای زیر زمینی: در صورت ذخیره نمودن آبهای سطحی تبخیر- تعرق از سطح کاسه ذخیره خیلی زیاد بوده و مقدار آن با نظر داشت شرایط اقلیمی، توپوگرافی، ارتفاع از سطح بحر و دیگرعوامل در حدود 500 الی 2500 ملی متر در سال در کشور ثبت گردیده است که در مقایسه با مقدار بارندگی در سطح کشور خیلی زیاد می باشد.
  3. بهتر شدن کیفیت آبهای زیر زمینی از اثر تصفیه خودبخودی در نتیجه فلتر شدن و عبور از اقشار مختلف زمین: این موضوع در صورت آبهای سطحی صدق ننموده و در اکثر حالات کیفیت آن به مرور زمان کاهش یافته و حالت خیلی بدی را از نگاه کیفی به خود اختیارکند. اما برخلاف شفافیت و صفائی بیولوژیکی آبهای زیرزمینی بسیار بلند می باشد.
  4. نوسان خیلی ناچیز درجه حرارت: درجه حرارت آبهای زیر زمینی در زمستان و تابستان تقریبأ یکسان است.
  5. مناسب بودن آبهای زیر زمینی از نگاه محیط زیست:ذخیره نمودن آب در زیر زمین از فرسایش زمین و سیلابها جلوگیری نموده و رطوبت مناسب را در خاک حتی در ماه های فصل تابستان می تواند حفظ نماید.
  6. تقسیمات مساویانه آب در تمام قشر آبدار (اکوفر):آب تغذیه شده در تمام قشر آبدار (اکوفیر) به صورت مساویانه تقسیم می گردد.
  7. نیازبه انرژی کمتر برای پمپ نمودن آبهای زیرزمینی:استخراج آبهای زیر زمینی ذریعه پمپ به مقایسه پمپ نمودن آبهای سطحی خواستار انرژی کمتر می باشد. این مسأله به خاطر است که نقطه اخذ آبهای زیر زمینی می تواند تغیر نماید و به ساحه که پمپ می شود نزدیکتر حفاری گردد.
  8. استفاده از آب (احتمالأ پاک و تصفیه شده) در محل: از طریق چاه های که در حوالی محل تزریق و یا تغذیه قرار دارند، می توان آب پاک را استخراج نمود. در این حالت ضرورت به استفاده از سیستم های مغلق تصفیه آب نمی باشد، در حالات که آلوده گی های بیولوژیکی در آب موجود باشد، آن را می توان توسط شیوه های خیلی ساده و ارزان استفاده ازشیوه جوشانیدن، منحل ساختن کلورین، شعاع ماورای بنفش و دیگر شیوه ها، تصفیه و پاک نمود.
  9. عاری بودن از مشکلات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی: تغذیه مصنوعی آب زیرزمینی از نگاه  اجتماعی، فرهنگی و مذهبی کدام مشکل نداشته و مورد قبول اهالی کشور می باشد.
  10. استفاده وسیع از نیروی بشری در امور تغذیه:اعمار ساختمانهای تغذیه، در بسیاری حالات ساده و آسان بوده و می توان از نیروی بشری استفاده اعظمی به عمل آورد که باعث ایجاد کار برای افراد بیکار گردد.

تغذیه آبهای زیرزمینی نواقص ذیل را دار می باشد:

  1. از آبهای تغذیه شده یا جذب شده نمی توان بدون پمپ استفاده به عمل آورد. اگر تغذیه در بالا دست چشمه ها و کاریزها صورت گیرد، در این صورت آب ذلال و تصفیه شده را به صورت ثقلی یا گراویتی نیز می توان بدست آورد.
  2. امکانات زیاد موجود است که از اثر تغذیه ای فاضلابها، قشر آبدار یا اکوفر را آلوده ساخت. لازم دانسته می شود که تأکید زیاد بالای کیفیت آبهای سطحی مورد نظر برای تغذیه به خصوص آلوده گی های کیمیاوی و بیولوژیکی صورت گیرد.

تغذیه مصنوعی آبهای زیرزمینی دارای مراحل های ذیل می باشد:

  1. ارزیابی کیفی و کمیتی آبهای جاری که قرار است از آن برای تغذیه استفاده صورت گیرد،
  2. پلان سازی، تعین شیوه تغذیه و تهیه نقشه های ساختمانهای تغذیه وی،
  3. ارزیابی و تحلیل و تجزیه اثرات تغذیه و مطالعات امکان سنجی به شمول اثرات زیست محیطی، ایکولوژیکی و اجتماعی
  4. تطبیق پروژه.
  5. ارزیابی و بررسی.

 

منابع آبهای تغذیه وی

  1. تغذیه طبیعی از آبهای باران و برف در ساحات بالائی آبریزه ها، چراگاه ها یا چمن زارها، اراضی لم یزرع، جنگلات، کول های طبیعی.
  2. تغذیه توسط آبهای سطحی کانال ها، مخازن سطحی، اراضی تحت آبیاری،
  3. تغذیه توسط فاضلابهای تصفیه شده شهری که دارای کیفیت مجاز تغذیه وی مطابق نورم ها و استندردها باشد. تمام نورم های فزیکی (رسوبات منحل در آب می تواند باعث بسته شدن منفذ های بین خاکها گردد و به مرور زمان نفوذپذیری در خاک کاهش یابد)، نورم های کیمیاوی (موجودیت مواد منحل کیمیاوی، گازات و مواد زهری ..)، نورم های بیولوژیکی (الجی ها / بکتریاها و هکذا مواد عضوی از قبیل مواد فضله انسانی و حیوانی وغیره می تواند دارای مقدار زیاد اینوع بکتریاهای مضره را در خود داشته باشد. این بکتریاها، نایتریت و دیگر انواع گازات را تولید می نمایند که باعث آلوده گی بیشتر آب گردیده ، منفذهای خاک را پُر و جذب آب را کُند سازد)
  4. دیگر انواع.

ارزیابی های واقع بینانه از حالت و شرایط ساحه وی:

کمیت و کیفیت آبهای را که دربالا از آن تذکر به عمل آمد مرتبط به ساحه ای می باشد که در آنجا تغذیه صورت می گیرد. در همه حالات لازم دانسته می شود تا ارزیابی های واقعبینانه از حالت و شرایط ساحه وی صورت گیرد و بعدأ اقدام به تغذیه گردد. دیده شود که آیا:

  1. مقدار آب مورد نیازبرای دیگر ضروریات در نظر گرفته شده است و هکذا به چه مقدار می توان آنرا تغذیه کرد؟
  2. آب تغذیه وی در کدام زمان قابل دسترس است؟
  3. آیا آب تغذیه وی دارای کیفیت لازم است و یاخیر؟ در صورت که جواب منفی باشد، ضرورت به کدام نوع تصفیه آن قبل از تغذیه است؟
  4. آیا ضرورت انتقال آب به ساحۀ که آب در آنجا تغذیه می گردد، موجود است یا خیر؟

 

مناسب بودن شرایط تغذیه آبهای زیرزمینی

شرایط اقلیمی، توپوگرافی، نوع خاک، استفاده از زمین، موقعیت سطح آبهای زیرزمینی و هایدروجیولوجیکی از جمله فکتورهای عمدۀ جهت کنترول مناسب بودن تغذیه می باشد:

  1. شرایط اقلیمی شهر کابل طوری است که بارندگی ها معمولأ در فصل زمستان به شکل برف و قسمأ در شروع فصل بهار بوقوع می پیوندد، این مسأله تا اندازه ای شرایط جذب آبهای سطحی را کاهش می دهد زیرا در زمان که شرایط مناسب تغذیوی و ضرورت به آن احساس می شود، در آن زمان مقدار بارنده گی خیلی نا چیز می باشد.
  2. شرایط توپوگرافیکی مؤثریت خود را داشته که در اراضی هموار مقدار جذب بیشتر و در اراضی کوهستانی و تپه های داخل شهر جذب آبهای سطحی کم می باشد.
  3. شرایط استفاده از زمین و نوعیت خاک یکی از شرایط خیلی عمده برای تغذیه آبهای زیر زمینی محسوب می گردد. این شرایط در شهر کابل چندان مناسب نبوده و هیچگونه تلاشی در زمینه نیز صورت نمی گیرد. تعداد پارکها و ساحات سبز شهر کابل خیلی ناچیز بوده و هم در مناطق تپه زارها و کوهستانی تلاش مؤثر برای ایجاد جنگلات و ساحات سبزکمتر انجام نیافته است. باید متذکر شد که در ایام قدیم دامنه های کوه های شیر دروازه و آسمائی و تپه های شهر مملو از بته های ارغوان و دیگر انواع بته ها و درختان بوده که به مرور زمان نسبت عوامل مختلف از بین رفته است.

قسمی که تجربه نشان داده است، انجنیران سرک سازی در طرح و دیزاین سرکها زیادترین تلاش را انجام می دهند تا آب را بدون استفاده از ساحه دور سازند، حال آنکه این آب می تواند برای ایجاد پارکهای سبز در مسیر جاده ها مورد استفاده قرار گیرد و سالانه میلیون ها افغانی که صرف آبیاری ساحات سبز می شود، صرفه جوئی گردد.

  1. عوامل هایدروجیولوجیکی مؤثریت خود را داشته در انواع مختلف خاکها شرایط جذب متفاوت می باشد. در شهر کابل در مسیر دریاهای میدان، لوگر و چمچه مست (پغمان) شرایط خیلی خوب جذب موجود می باشد. باید متذکر شد که به علت ریگبرداری ها از مسیر دریاها و برداشتن قشر محافظوی مسیر دریای کابل با وجود اینکه شرایط خوب را برای جذب مساعد ساخته اما برخلاف اثرات منفی و ناگوار را بالای کیفیت آبهای زیرزمینی وارد نموده است.

 

تزریق آبهای زیر زمینی  :

 

 

حوض های جذبی

 

 

 

 

پلانهای پیشنهادی برای تغذیه آبهای زیر زمینی در شهر کابل

حل مشکل کمبود آبهای آشامیدنی و تغذیه آبهای زیر زمینی در شهر کابل خواستار پلان های کوتاه مدت، میان مدت و طویل مدت می باشد.از این پلانها که شامل تمام انواع شیوه های تغذیه چون مستقیم، غیر مستقیم و مشترک می توان استفاده به عمل آورد.

پلان های میان مدت و طویل مدت:

در پلان های دراز مدت و میان مدت لازم دانسته می شود تا انواع زیر ساختمانهای زیربنائی اعمار گردد:

  1. اعمار بند های ذخیره وی از قبیل اعمار بندهای شاه توت، بند گلبهار، سالنگ و دیگر بندهای که آب های زیر زمینی شهر کابل را تغذیه نمایند و فشاربالای آبهای زیرزمینی کابل را از طریق تأمین آب آشامیدنی از منابع سطحی، کاهش دهد.
  2. اعمار بندهای کوچک و انواع مختلف ساختمانهای تأخیری در قسمت های بالا آب شهر کابل
  3. ایجاد شرایط مناسب ذخیره در مناطق که آب در آن تجمع می نماید و امکانات رد آن موجود نمی باشد. اینکار در بسیاری مناطق شهر در مسیر سرک ها می تواند انجام یابد که با اینکار در پهلوی تغذیه آبهای زیرزمینی و سرسبزی، نه تنها آب تجمع یافته در مسیر کاهش داده می شود بلکه مصارف انتقال آب نیز کاهش می یابد.

در پلان های کوتاه مدت انواع زیر ساختمانهای زیربنائی پیشنهاد می گردد:

  1. ایجاد ذخایر شبانه روزی در مسیر دریای کابل (نصب دروازه های تنظیمی در جوار پل های موجود شهر کابل بعد از تحلیل استواری این پل ها) که نه تنها در تغذیه آب رول عمده را بازی می کند بلکه برای شستشوی کثافات داخل دریا نیز مؤثر واقع می شود.
  2. جمع آوری آب باران و آبهای جاری موسمی در منازل، پارکنگ ها، سرکها، حوض ها /کول ها وغیره با اصلاح دیزاین های متداوله با نظرداشت مدیریت همه جانبه منابع آبی IWRM.
  3. در نظر گرفتن پروژه  های مدیریت آبریزه ها در کوه های آسمائی و شیردروازه، تپه های داخل و اطراف شهر، احداث کمربند سبز ..
  4. تغییردادن چالش ها به فرصت ها.

 

در این قسمت مقاله کوشش به عمل آمده است تا چالش های موجود در شهر کابل به خصوص در بخش آب تحلیل و ارزیابی گردند و بعدآ آنرا در صورت ممکن به فرصت ها تبدیل نمود.

چالش پائین رفتن سطح آب و کاهش مقدار آن می تواند تا اندازه با تغذیه توسط آبهای جاری، پس آبها و فاضلابهای تصفیه شده الی نورم های خواسته شده، حل گردد.

قسمی که دیده می شود در طرح و دیزاین و بازسازی سرک ها زیادترین کوشش صورت می گیرد تا آب از سرک دور گردد و به زودترین فرصت از ساحه خارج ساخته شود. در بسیاری حالات به خاطر دیزاین نامناسب هایدرولیکی و یا موجودیت موانع در مسیر جوی های کناری سرک، این آبها از ساحه خارج نشده بلکه در یک ساحه عمیق تر جمع شده و باعث تأخیر در عبور و مرور مسکونین شهر و مصارف اضافی برای انتقال این آبها می گردد. در این حالت ها پیشنهاد می گردد تا آبرو های که در مسیر سرکها قرار دارند طوری طرح و دیزاین گردند تا قابلیت جذب در زمین را مانع نشوند و حتی در مسیر آن ساختمانهای خیلی ساده جذبی و ذخیره وی جهت تغذیه آبهای زیرزمین و سرسبز سازی پارک ها مسیر سرک که فعلأ سالانه مبالغ هنگفت را جهت آبیاری آنها به مصرف می رسانند. 

در زیر تحلیل از سرکهای شهر کابل انجام یافته و راه های حل پیشنهادی در مورد ارائه گردیده است:

  • سرک دارالامان و یکتعداد زیاد سرکهای داخل شهر و خارج از شهر

محاسبه سرانگشتی

تقریبأ

واحد

مساحت ساحه سرک

38.5

           40

هکتار

مقدار آب تولید شده

67375

   70,000

متر مکعب

مساحت ساحه آبیاری

5.5

             5

هکتار

مقدار آب تغذیه شده در کل

26950

   27,000

متر مکعب

تعداد فامیل مستفید شده

422

         400

فامیل

تعداد نهال در کل ساحه

1375

     1,300

نهال

در حالت فعلی کوشش صورت گرفته تا هیچ نوع استفاده ای از آب های موجود در ساحه برای آبیاری وجذب صورت گیرد. لازم به تذکر است که سرک دارالامان (از دهمزنگ الی قصر) یک ساحۀ در حدود 40 هکتار را احتوا می نماید. ساحۀ مذکور به صورت متوسط 70 هزار مترمکعب آب باران تولید می نماید که مقدار مذکورمی تواند آب ساحه سبز را که در حدود 5 هکتار می باشد تأمین نماید همچنان 27 هزار مترمکعب آب زیرزمینی را تولید کند که برای حدود 400 فامیل کافی می باشد.

طوری که در سکیچ مقطع کانال کناری جاده دارالامان مشاهده می شود، هیچ گونه مجال برای استفاده آب باران و دیگر آبهای جاری که از ساحه همجوار به کانال مذکور سرازیر می شود، جهت آبیاری و تغذیه آبهای زیرزمینی داده نمی شود.

به نظر مؤلف پیشنهاد می گردد تا سکیچ مقطع کانال شکل ذیل را دارا باشد. در این حالت امکان آبیاری ساحه سبز مسیر جاده و همچنان تغذیه آبهای زیر زمینی میسر می گردد. مقطع پیشنهادی اکثرأ می تواند در تمام جاده های داخل و خارج شهر مورد استفاده قرار گیرد. با اینکار قسمت زیاد از بودجه هنگفت که برای آبیاری توسط تانکرها تخصیص داده شده است، صرفه جوئی گردد.

این حالت پایدار و دوامداربوده وضرورت آبیاری را خیلی کاهش می دهد و تنها در زمان که مقدار بارندگی کم باشد و یا اینکه مقدار آب جاری از ساحات همجوار کاهش یابد، خواستار آبیاری می شود.

قسمی که دیده می شود تعداد زیاد سرکهای شهر و حتی همان سرکهای که در جوار دریای کابل قرار دارند به خاطر دیزاین ناقص و یا اینکه موجودیت موانع در مسیر، نمی توانند آبهای بارانی را رد نمایند، طرح پیشنهادی در تهیه آب برای آبیاری و تغذیه آبهای زیر زمینی، می تواند برای کاهش ابهای دند در داخل سرکها مؤثر واقع شود. چنانچه این طرح می تواند در مسیر سرک دارالامان حدود 4000 مترمکعب آب را در خود برای مدتی ذخیره نماید. از طرح می تواند در بسیاری مناطق داخل شهر که آب در آن تجمع می نماید و راه خروج وجود ندارد، مورد استفاده قرار داد.

طرح پیشنهادی دومی در اطراف کوه آسمائی و شیردروازه می باشد. قسمی که دیده می شود فاضلاب در هر قسمت جریان دارد که نه تنها باعث آلوده گی و تعفن می گردد بلکه در اکثر حالات آب دریای کابل و آبهای زیر زمینی شهر را ملوث می سازد. در زیر حالت فعلی و طرح پیشنهادی نشان داده شده است.لازم دانسته می شود که تا در بسیاری حالات فاضلاب قبل از استفاده برای آبیاری و یا تغذیه آبهای زیر زمینی، با استفاده از شیوه های مناسب و ارزان سیستم های تصفیه غیر متمرکز الی درجه مورد نیاز تصفیه گردد. قابل تذکر است که در این اواخر شیوه تصفیه غیر متمرکز در شهر کابل مروج شده که می توان آنرا منحیث یک آغاز خوب دانست. لازم دانسته می شود که تمام شهرک ها و دیگر کسانی که از چاه جذبی استفاده می نمایند، الی ایجاد شبکه کانالیزاسیون متمرکز از این شیوه ارزان استفاده نمایند. لازم است تا ارگانهای زیربط در ترویج این شیوه توجه نمایند و اعمار آنرا الزامی قرار بدهد. باید متذکر شده که این شیوه تصفیه غیر متمرکز خواستار نظارت همیشگی می باشد.

در قسمت تغذیه بیشتر، نوع پیاده روهای جذبی نیز می تواند در شهر کابل مورد استفاده قرار گیرد که در پهلوی تغذیه می تواند مقدار آبهای جاری را کاهش دهد.در محلات که دارای سطح بلند آبهای زیر زمینی باشند، از قبیل مناطق چمن ببرک و دیگر مناطق نمی توان آب را جذب زمین کرد. در این حالات اکثرآ از فلتر های بیولوژیکی که بالای آن نی و یا دیگر نباتات کشت شوند، مورد استفاده قرار گیرد.